‏نمایش پست‌ها با برچسب یه پا دو پا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یه پا دو پا. نمایش همه پست‌ها

جمعه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۵

طــــــــــــــــــــولانـــــــــــــــــی


نمی خوام پا تو کفش طنز نویسان عرصه وبلاگ بکنم چون اصولاً آدم این کار نیستم! سیاسی هم نمی خوام بنویسم. چون اگر من سیاسی بنویسم خودش می شه طنز! اما وقتی بر حسب عادت و نه علاقه سراغ یکی از سایت های خبری در ایران رفتم و با این عنوان روبرو شدم، دیدم هر جوری بنویسم می شه طنز سیاسی
حاشیه نرم دیگه؛ با خوندن "اعلام عاملان تعطیلی امروز مجلس" گفتم باز بمب گذاری شده. اما بعدش که خود خبر رو خوندم شروع کردم با صدای بلند خندیدن! یعنی یه جورایی ریسه می رفتم. نماینده مجلس ایران در جایی که اون همه دوربین و خبرنگار و از این چیزا پیدا می شه مجلس رو ترک کرده اونم بدون کارت زدن! اگه بدونی چقدر خندیدم! بابا نماینده مخلص! حافظ حقوق ایران و ایرانی! تو که موقع انتخابات خودتو خدمتگزار مردم معرفی می کنی! می ری دنبال کارای شخصی خودت؛ خوب برو هر کسی کار شخصی داره. ولی کارت رو چرا دو در می کنی آخه خوشگل! تو که حتماً ادعای دین و ایمان و نماز شب و ... هم می کنی چرا حروم خوری می کنی؟ بابا مگه پول مردم ارث پدرته یا مجلس خونه خالس؟
×××××
از دورانی که رگ گردنم با شنیدن اسم پرسپولیس می زد بیرون خیلی گذشته. تو دوره ای که پرسپولیسی بودم به تناوب این بازیکنا در این تیم بازی می کردن: علی پروین، ناصر محمدخانی، حمید درخشان، فرشاد پیوس، مجتبی محرمی، ... و این اواخر هم احمدرضا عابدزاده، علی دایی، مهدی مهدوی کیا و علی کریمی. بعد از اون کم کم پرسپولیس از دلم رفت اما این بازیکنا هنوز که هنوزه توی دلم هستن! چند روز پیش تو روزنامه خبر ورزشی خوندم که محرمی رفته سر تمرین جوانان پرسپولیس و گفته من بازیکن خوبی بودم ولی آدم خوبی نبودم. اشتباه کردم و خودمو نابود کردم شماها هر کدوم می تونین یه بازیکن خوب مثل محرمی باشین اما مثل من اشتباه نکنین! به این می گن مرد؛ به این می گن مرام؛ که میاد خودشو جلوی یه مشت جوون خورد می کنه تا اونارو بسازه
یا همین علی پروین که یه جورایی عاشقشم! می گن بی سواده، بی کلاسه، به هاف تایم می گه هاف تیم، فحش می ده عین نقل و نبات ولی مَرده! بعد از یه عمر خدمت به پرسپولیس با بدترین شکل ممکن از تیم بیرونش کردن. اونم توسط محمد حسن انصاریفرد که شاگردش بوده. اون موقع که رفت، هیچی نگفت. سکوت کرد ... اما حالا که آقای مدیر عامل توی تیمداریش مونده و قرض و چک برگشتی های پرسپولیس شده یه چماق تو سرش، پروین برگشته و عین یه مرد سینه سپر کرده و گفته هر کاری از دستم بر بیاد دریغ نمی کنم. آقای انصاریفرد! مردونگی به ریش و سبیل و یه دست کت و شلوار نیست! مردونگی به لوطی بودنه. مردونگی یعنی دست افتاده رو گرفتن. از بزرگت یاد بگیر
×××××
از شنبه لیگ ایران شروع می شه و طبق معمول هم بازار کُری خونی داغه! امسال هم مثل پارسال رقابت برای قهرمانی خیلی فشرده خواهد بود. حالا تیم ها؛
ابومسلم خراسان: بنا به خصلت ذاتی بومی های خراسان فوتبال جنگنده و پر جونی داره. اما شاید برای مدعی قهرمانی بودن کافی نباشه. حتی با حضور خداداد در کادر فنی
استقلال اهواز: از وقتی شفیع زاده اومده بالا سر این تیم هیچوقت آرامش در استقلال نبوده! امسال که دوباره فیروز کریمی هم برگشته تا جنسشون جور باشه برای دست و پا زدن میانه جدول
استقلال تهران: نبودن قلعه نوعی در تیم شاید خیلی گرون تر از تصور مدیران استقلال تموم بشه! به خصوص که امسال عنایتی هم نیست. اما با تمام این حرفا استقلال همیشه مدعی قهرمانیه
برق شیراز: برق سالهاست به ارائه بازی های کم گل عادت کرده. امسال هم که بیژن ذوالفقارنسب کنارشه دیگه بدتر! برق با حضور دکتر بیژن می تونه بعد از سالها با خیال راحت به بقا در لیگ برتر فکر کنه
پاس تهران: آقا مجید جلالی باید قدر خودشو به عنوان یه آنالیزور می دونست و پا به عرصه مربی گری نمی ذاشت. اما با این حال پاس هم با جلالی از مدعیان قهرمانی خواهد بود
پرسپولیس تهران: معتقدم اگر پرسپولیس پارسال مشکل مالی نداشت، پتانسیل قهرمانی رو داشت. امسال هم حرفم همینه. پس ظاهراً خداحافظ قهرمانی! پرسپولیس یکی رو می خواد مثل امیر عابدینی
پیکان تهران: پیکان به دلیل نوع تفکر مدیرانش هرگز نتونسته از امکاناتش استفاده لازم رو ببره. امسال هم وضعش همینه
ذوب آهن اصفهان: ذوب رو با آقا رسول کربکندی دوسِش دارم. هر چند که امسال خیلی ضعیف یارگیری کرده ولی اگر به کربکندی وقت بدن ذوب آهن باز هم بزرگی خواهد کرد
راه آهن تهران: به نظرم راه آهن هم حداکثر می تونه خوشو در ته جدول حفظ کنه و سقوط نکنه
سایپا کرج: سایپا با مربی معروف آلمانیش فصل پر مشقتی خواهد داشت. به خصوص که علی آقای دایی هم تو تیمشونه
سپاهان اصفهان: از قدیمی ترین تیم های ایرانه که با لوکا بوناچیچ می تونه سد راه بزرگای لیگ بشه و خودش هم بزرگی کنه
صبا باتری تهران: از فرهاد کاظمی جز قهرمانی انتظار دیگه ای نیست! اما معتقدم فرهاد خان فقط استاد لیگه و در تورنمنت های کوتاه مدت خبره نیست
فجر سپاسی شیراز: شاغلام پیروانی از اون دسته آدمایی که فکر کنم هیچ دشمنی نداره. ساده، رک و با محبت. تیمش هم همیشه به خاطر جوونی اوایل فصل در جا می زنه و بعدش تا میانه های جدول راحت میاد بالا. شاغلام یه نعمته برای فوتبال ایران. کاشکی یه روزی سرمربی نوجوانان ایران بشه
فولاد خوزستان: معتقدم مایلی کهن باید در رده سنی جوانان کار کنه اون هم در سطح ملی. مایلی کهن ذاتاً جهت پرورش بازیکن نابغه است و برای حضور در یک دوره مسابقه طولانی مثل لیگ، فاجعه! برگ برنده فولاد امسال محمد خاکپوره با کوله باری از تجربه لیگ فوتبال آمریکا
مس کرمان: نا شناخته ترین تیم این دوره که به خاطر مربی خوشنامش به شگفتی سازیش خیلی امید هست. مس هم مثل برق و ذوالفقارنسب، با نادر دست نشان می تونه به میانه های جدول فکر کنه
ملوان انزلی: ملوان با احمدزاده دیدنی تر از پارسال خواهد بود ولی ابزار بزرگی در لیگ رو هنوز نداره. ملوان اگر قدر شیربچه های خطه شمال رو بدونه می تونه تو لیگ آقایی کنه. ولی حیف که تو ملوان کسی، کسی رو قبول نداره
-----
پاورقی 1: جای فوتبال ناب آذری در لیگ بد جوری خالیه
پاورقی 2: به نظرم پنج ضلعیه قهرمانی به ترتیب شامل پرسپولیس، صباباتری، استقلال تهران، ذوب آهن و پاس خواهد بود
پاورقی3: کاندیداهای سقوط هم به نظرم پیکان، راه آهن، سایپا، مس و حتی استقلال اهواز هستن
پاورقی 4: از 16 تا تیم لیگ ایران 7 تا شون تهرانی هستن
پاورقی 5: اگر کسی برنامه لیگ یا برنامه برای پیش بینی لیگ رو می خواد به من ایمیل بزنه

شنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۵

یاد ایامی

اپیزود اول؛
بازی های جام جهانی داره تموم می شه و دوباره 4 سال باید تو خماریش بمونم! با این که از نوع فوتبال ایتالیا خوشم نمیاد - رجوع به بازی با استرالیا و آلمان که تا لحاظات آخر بازی دفاع بود و بعد هم گل! یعنی همون شیوه ای که در جام 94 آمریکا هم برای ایتالیا مؤثر بود البته هنر باجو در اون دوره هم نباید نادیده گرفته بشه - اما به خاطر گل روی آقا رضا که خواب و خیالش با روی بازیکنای ایتالیاست دلم می خواد ایتالیا قهرمان بشه. اما به هر حال امسال بازیا خیلی به دلم نچسبید. چند روز پیش داشتم فکر می کردم که چه کسی می تونه بهترین بازیکن جام بشه، اما کسی به ذهنم نیومد - در حالی که توی دوره های گذشته همیشه بین چند نفر که عالی بودن یکی باید انتخاب می شد - خلاصه کلی با خودم کلنجار رفتم تا تیم منتخب جام از دیدگاه خودم رو تشکیل بدم؛
دروازه بان: ینس لمان - آلمان
بک میانی چپ: رافائل مارکوئز - مکزیک
بک میانی راست: فابیو کاناوارو - ایتالیا
بک چپ: فابیو گروسی - ایتالیا
بک راست: ویلی سانیول - فرانسه
هافبک دفاعی: مانیش - پرتغال
بال چپ: جو کول - انگلیس
بال راست: کریستیانو رونالدو - پرتغال
هافبک میانی چپ: آندره پیرلو - ایتالیا
هافبک میانی راست: لوئیژ فیگو - پرتغال
هافبک تهاجمی: فرانک ریبری - فرانسه
!دنبال فوروارد هم نباش که گشتیم ... نبود ... نگرد ... نیست
ذخیره ها هم اینا؛
دروازه بان: ریکاردو - پرتغال
بک میانی: لیلان تورام - فرانسه
بال چپ: آرین روبن - هلند
بال راست: مکسی رودریگوئز - آرژانتین
هافبک دفاعی: پاتریک ویرا - فرانسه
هافبک میانی چپ: استفان کامبیاسو - آرژانتین
هافبک میانی راست: دکو - پرتغال
هافبک تهاجمی: لیونل مسی - آرژانتین
فوروارد: کارلوس توز - آرژانتین
!تعجب نکنین اگه می بینین فوروارد ذخیره داریم ولی اصلی نداریم. اینم یه جورشه
بهترین بازیکن: فابیو کاناوارو - ایتالیا
***
اپیزود دوم؛
پریشب خواب جالبی دیدم. همیشه تو خواب آدم از آینده خبر دار می شه، این دفعه من رفته بودم به گذشته! خواب دوران دبستانم رو می دیدم. مدرسه شهید رجایی تو خیابون دکتر فاطمی. فروشگاه بغل مدرسه که فکر کنم اسمش سپهر بود. اتوبوس دو طبقه ای که از میدون گلها می رفت به آریاشهر و من عشق طبقه بالا و ردیف جلوشو داشتم. آدم احساس می کرد داره رو هوا راه می ره. همیشه سر همه پیچ ها منم می پیچیدم! فکر می کردم اگه من نپیچم اتوبوس هم نمی تونه بپیچه! بد جوری دلم هوای بچگی هامو کرده ... یاد باد آن روزگاران، یاد باد
***
اپیزود سوم؛
باز هم یه سوال دیگه!سوال تکراری اما همیشه جذاب! عشق بین زن و مرد چیه؟ چطوری تعریف می شه؟ اصلاً تعریف داره؟ انسان یه دفعه عاشق می شه یا ذره ذره؟ چرا هر کسی که حس می کنه عاشقه، می گه هیچکس به اندازه من عاشق نیست؟
دوباره از کسایی که وقت می ذارن و میان به اینجا سر می زنن، خواهش می کنم نظرشونو برای من بنویسن. من هم مثل سوال قبلی حتماً نظرمو خواهم گفت

سه‌شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۵

به امید سر بلندی ایران در جام جهانی


ضمن تشکر از دوستانی که توی نوشته قبلی نظراتشونو گذاشتن و با بیان این که اون نوشته کماکان از نظر من فعاله، یه مقدار می خوام راجع به جام جهانی بنویسم. خوب بازیا که به وقت بی وقت اینجا همش نصفه شبه! البته از خوش شانسی من دو تا از سه تا بازیه ایران شب تعطیلیه. خوب حالا برم سراغ پیش بینی!؟
گروه اول؛
در گروه اول آلمان و لهستان مدعیان اصلی صعود هستند. البته ناگفته نماند که آلمان در حال حاضر بیشتر یک اسم بزرگه تا یک تیم بزرگ. ولی آلمان ها همیشه در بدترین شرایط هم نتایج جالبی در جام جهانی کسب کردند. توی این گروه لهستان که زیاد هم شناخته شده نیست خیلی حرف برای گفتن خواهد داشت
***
گروه دوم؛
به جز ترینیداد و توباگو هر سه تیم دیگه این گروه شانس برای صعود دارند و به نظر من انگلیس و سوئد به راحتی توانایی رسیدن به مراحال بالاتر رو هم دارند. اگر هنریک لارسن سوئدی سر حال باشه سوئد می تونه سر گروه این گروه باشه
***
گروه سوم؛
توی این گروه هیچ تیمی نا امید نیست. هر چند که شانس آرژانتین و هلند حتی برای قهرمانی هم زیاده. بازیکن محبوب من توی این گروه لیونل مسی از آرژانتینه که تازگی از بند مصدومیت رها شده. گل زدن به صربستان هم از کارهای سخت این گروهه
***
گروه چهارم؛
خوب طبیعیه که توی این گروه آرزوی صعود ایران رو داشته باشم. و به نظر خیلی هم دور از دسترس نیست. اما با نگاه به لیست تیم ها بدون تردید پرتغال رو بخت اول سر گروهی می دونم
***
گروه پنجم؛
ایتالیا که توی دو دوره اخیر علی رغم شایستگی حذف شده این دفعه بدون سر و صدا پا به مسابقات گذاشته و این به نظر من می تونه عامل موفقیت تیمشون باشه. از چک هم نمی شه بی تفاوت گذشت. پیتر چک دروازه بان این تیم بزرگ ترین عامل موفقیت چک در دور مقدماتی بوده
***
گروه ششم؛
راجع به برزیل که چیزی نگم بهتره! اگر هم بخوام از بازیکناش بگم باید 7-8 رو لیست کنم! اما درباره استرالیا به نظرم بختی برای صعود نخواهد داشت بر عکس ژاپن که پتانسیل صعود به دور های بالاتر رو داره
***
گروه هفتم؛
خوب توی این گروه هم فرانسه و کره به نظر من شانس زیادی دارند. البته صعود سوئیس هم به جای کره غیر منتظره نخواهد بود. از توگو اگه شما چیزی می دونین به من هم بگین! در ضمن بازیکن محبوب من در این گروه یا بهتر بگم در کل تیم ها هم تیری هنریه که امیدوارم مصدوم نشه تا از دیدن بازی هاش لذت ببریم
***
گروه هشتم؛
به نظر من این گروه و گروه اول ضعیف ترین گروه های این دوره هستند. توی این گروه سس فابریگاس اسپانیایی و آندره شوچنکو اوکراینی بهترین ها هستند
***
در آخر هم این که با توجه به قرعه دور بعد به نظر من شانس قهرمانیه آرژانتین و فرانسه بیش از سایر تیم هاست

شنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۵

استقلال


اینم از پنجمین دوره لیگ برتر ایران. تبریک به همه دوستان استقلالی خودم. اینارو که می گم فکر نکنی منم استقلالی شدما! من طرفدار باخت آبی و قرمزم! اینم یه جورشه دیگه! اما از شوخی گذشته واقعاً قهرمانی حق استقلال بود. اما جالب اینجاست که پرسپولیس حتی در آخرین بازیه فصل هم باخت تا تعداد باخت هاش از تعداد برد هاش هم بیشتر بشه! تفاضل گلش هم که منفی شد و توی 16 تا تیم هم نهم شد تا در قسمت پائین جدول قرار بگیره. راجع به هفته آخر اینم بگم که برعکس همه لیگ های معتبر که هفته آخر، نتایج کم گل تر می شه به خاطر حساسیت بازیا، هفته آخر لیگ برتر ایران با 33 گل و میانگین 1/4، پرگل ترین هفته بازی ها شد! خوب از اینا که بگذریم می دونی عناوین استقلال از بدو تأسیس تا حالا چیا بوده؟ آقای گل های دوره مختلف لیگ ایران رو هم می شناسی؟

چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۴

!به بهونه دربی تهران


وای که چقدر دلم هوای استادیومو کرده ... عباس! آتبین! خشایار! حسین! بابک! آقا هر کدومتون که جمعه می رین استادیوم جای منم خالی کنین که هیچ جا استادیوم نمی شه. یادش به خیر آخرین باری که رفتم استادیوم ده - پونزده نفر بودیم. ایران - بحرین بود. عجب حالی داد
راستی اینم اظهار نظر جالب آقای غیاثی، رییس کمیته داوران، در برنامه نود. تا آخرش گوش کنید

شنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۴

عقاب آسیا




از روزی که از ایران رفتم هیچوقت به اندازه دیروز دلم هوای ایرانو نکرده بود. حالا چرا دیروز؟ شاید خنده دار باشه اما دلیلش اینه: چون می دونستم دیگه احمدرضا رو تو دروازه نمی بینم. می دونستم دیگه هیچوقت دروازه ایران عقابی نخوهد داشت، هر چند که خیلی وقته نداره! اما دیروز آخرین باری بود که می شد با صدای بلند داد بزنم : احمدِ عابدزاده. خاطره بازیهای تو مقابل استرالیا، آمریکا، ژاپن و ... توی ذهن هر ایرانی فوتبال دوستی همیشه زنده می مونه. احمد اون روزی که حالت بد شد از بدترین روزای زندگیم بود. یادمه با چند تا از دوستام رفته بودم قلعه الموت. مسافرتی با همسفرای خوب. اما احمد! اون اصلاً روز بدی بود. از همون صبح مسافرت که گواهینامه و کارت ماشینو گم کردم تا عصرش که خود ماشین هم خراب شد. شب هم که خسته و با اعصاب خراب وارد خونه پدر هانیه شدم دو تا خبر بد بهم دادن. اول این که ایران به عراق دو - یک باخته بود و بعدیش هم این که مامان هانیه با بغض بهم گفت : شنیدی عابدزاده حالش بد شده؟ احمد! اولش باور نکردم. یادمه تا صبح با خودم کلنجار رفتم که حتماً شایعس. اما صبح تو مسیر محل خدمتم که مثل هر روز روزنامه خبر ورزشی رو خریدم، تیتر اولش اشکمو در آورد
احمد بلند شو
احمد این شعاری بود که هر وقت توی بازیها، تو روی نیمکت بودی همه ورزشگاه یکصدا می خوندن تا تو بری توی زمین. زیادی دارم بیراهه می رم... خلاصش می کنم... خیلی دلم می خواست برای آخرین بار تو ورزشگاه اسمتو فریاد بزنم... حیف... حیف که نشد

چهارشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۴

سلطان علیِ پروین


کمتر کسی رو سراغ دارم که "علی پروین" رو نشناسه. پروین یه جورایی معنی تلفیق لوطی گری و لات منشی توام رو می ده! اما این روزا یه اتفاقاتی تو عالم فوتبال ایران داره می افته که با اون تعریف منحصر به فرد از علی پروین در تضاده! علی آقا رو من از هفت هشت سالگی دوست داشتم. زمانی که خودم استقلالی بودم (چرا؟) و از بازیه خوب علی آقا حرصم می گرفت. همه دور و وریام پرسپولیسی بودن جز من! یادمه سال آخری که علی آقا بازی می کرد، پرسپولیس با هما بازی داشت. تو اون بازی من دلم می خواست هما برنده باشه ولی وقتی دقیقه چهار بازی علی پروین با اون قد کوتاهش با یه ضربه سر تور دروازه هما رو لرزوند، منم حساب کار دستم اومد. علی آقا اون روز دو تا گل زد و سه تا پاس گل داد. در نهایت هم پرسپولیس با سه گل "فرشاد پیوس" و دو گل "علی پروین" . یه گل "مرتضی کرمانی" شش بر صفر اون بازی رو برد. حتی یادمه بعد از گل دومِ پروین، که یه ضربه کاشته بود، پزشک تیم هما هم از شدت هیجان بالا و پائین می پرید! بعد از اون هم کم کم پرسپولیسی شدم (چرا؟) و به عشق پروین بارها و بارها تو استادیوم فریاد می کشیدم... علی آقا! الانم که نه قرمزم نه آبی، یه جورایی دوسِت دارم. همیشه و همه جا تو هر بحث فوتبالی، هم از فوتبالت دفاع می کردم، هم از مرامت ... امـــــــــــــــــــــا ... آره دیگه ... علی آقا انگار دنیای مدرن امروز تو رو هم که واسه من همیشه مظهر غرور و مردونگی بودی، نرم و انعطاف پذیر کرده! یه روز می گی فلانی دیگه نیاد سر تمرین و فرداش می گی حالا من عصبانی بودم و یه چیزی گفتم! یه روز می گی مربی خارجی بیاد می رم می شینم یه گوشه و از دیدن بازی لذت می برم ... فرداش مربی خارجی بیچاره رو با بد و بیراه بیرون می کنی که خودت دوباره بشینی رو نیمکت! این آخریشم که دیگه نگو. بعد از بازیه با فجر که تو استادیوم آزادی چهار - دو به فجر باختین، با بغض گفتی دیگه فوتبال علی پروین تموم شد، حتی وقتی گزارشگر ازت پرسید یعنی دیگه استادیوم هم نمی آیین؟ خیلی سریع گفتی نه ... از این به بعد با برد پرسپولیس عشق می کنم و با باختش گریون می شم! اما دو روز نشد که حرفتو پس گرفتی و دوباره با سلام و صلوات برگشتی سر جای اوّلت... آره علی آقا داری بیست و سه چهار تا عنوان قهرمانی رو که با پرسپولیس بدست آورده بودی، ذره ذره از بین می بری. با این حال بازم دوسِت دارم و بازم اگه یه روزی پام به ورزشگاه برسه حتماً بلند بلند فریاد می زنم
سلطان علیِ پروین

چهارشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۴

علی آقا گل کاشتی


یکی - دو ساعت پیش علی کریمی نه تنها تو اولین بازی خودش در جام باشگاههای اروپا یه گل قشنگ به راپید وین زد، بلکه به نوشته سایت رسمی باشگاه بایرن مونیخ با درخشش خوبش جای خالی بالاک رو هم در اون بازی پر کرد. علی آقا الحق که بهترین بازیکن امسال آسیا هم تویی، نه اون عربایی که با پول دادن واسه خودشون مقام خریدن

پنجشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۴

جام جهانی


بالاخره استرالیا هم بعد از سی و دو سال به جام جهانی رسید تا ما هم دلمون خوش باشه که بازی های جام جهانی رو می تونیم مستقیم ببینیم. مرسی کانگوروهای زرد

پنجشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۴

پنجشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۴

شهرآورد


پس فردا دربی -شهرآورد- بزرگ فوتبال تهرانه و دو تا تیم پر طرفدار ایران که زیاد هم وضعیتشون تو جدول لیگ برتر ردیف نیست - به ویژه پرسپولیس - برای پنجاه و نهمین بار مقابل هم وا میستن. این روزا همه جا نقد پیش از بازیه نقل محافل فوتبالی و بعضاً غیر فوتبالیه. منم نمی خوام حرف تکراری بزنم، اما یه چیزایی رو دلم می خواد واسه خودم بنویسم. از پنجاه و هشت باری که این دو تا تیم با هم بازی کردن، چهار تاش نیمه تموم مونوده که یکیش دوستانه(!) بوده و مساوی هم شده، ولی سه تای دیگش که رسمی بوده سه بر صفر به نفع استقلال شده. با احتساب اینا تا حالا نوزده بار استقلال و پونزده بار هم پرسپولیس برنده بودن. بقیشم که میشه بیست و چهار تا، مساوی شده. اما اولین بازیه این دو تا که من یادم میاد سال شصت و شیش بوده و سه بر صفر هم پرسپولیس برنده شد. اون موقع یادمه گلر استقلال حجازی بود و منم واسه خودم یه استقلالیه تیر بودم. بعداً کم کم در اثر تلقین های پسر عموم - افشین - پرسپولیسی شدم و یه ده پونزده سالی هم پرسپولیسی بودم. الانم که به قول یکی از رفیقام - خشایار - تکلیفم معلوم نیست و دوست دارم هر دو شون جولوی تیمای دیگه بازنده باشن! اما راجع به بازیه جمعه با عرض معذرت از دوستای پرسپولیسیم پیش بینی من چهار - یک به نفع استقلاله! نتیجم پرته؟ بالاخره اینم به نظره دیگه! جدول لیگ تا آخر هفته نهم هم اینجا گذاشتم
راستی دیدین همیشه قبل از بازیا با بازیکنا و مربیا مصاحبه می کنن دیگه. آقا هر چی همه امسال سعی کردن مؤدبانه حرف بزنن و واسه حریفشون احترم قائل بشن این بهروزه کوستا کورتا - همون رهبری فرد خودمونو میگم بابا - ترکونده! ازش پرسیدن: راه‌حلى‌ براى‌ مهار اکبرپور و عنايتى‌ داری؟
اونم برگشته گفته:
مهاجمان‌ استقلال‌ ارزش‌ فکر کردن‌ ندارند آنها در حد و اندازه‌اى‌ نيستند که‌ به‌ آنها فکر کنم. به قول یکی دیگه از رفیقام - مهندس مهرانفر- بابا ادعـــــــــــــا
خوب راجع به استادیوم آزادی هم می خوام یه چیزایی بگم. مجموعه ورزشی آزادی به منظور برگزاری هفتمين دوره بازيهای آسيائی تهران در سال هزار و سیصد و پنجاه و سه و در استانداردهای بين المللی و با مساحت چهار صد و شصت هكتار در غرب تهران احداث شد. طرح اين مجتمع ورزشی که بزرگترین مجموعه ورزشیه جهان هم محسوب میشه - شاید هم می شده! - از سوی مؤسسه عبدالعزيز فرمانفرمائيان و همكاران و اجرای پروژه توسط شركت آرمه انجام شده. گنجايش استاديوم این ورزشگاه نود هزار نفره؛ كه سی و پنج هزار نفر در طبقه پايين و پنجاه و پنج هزار نفردرطبقه بالا و بطور فشرده صد هزار نفر توش جا ميشن
به هر حال من که نمی تونم این بازیو ببینم ولی خدا کنه کسایی دوست دارن بازیو ببینن، نتیجه بازی و نحوه بازی هم براشون دلچسب باشه
همین